التّبلیغ بالتّبلیغ …

ژوئن 10, 2008 - پاسخی بگذارید

قد خبرنا خبراً جدیداً

ژوئن 1, 2008 - پاسخی بگذارید

با خبر شدیم، که ایشان در قید حیات اند؛ بلکه عیال گرامیشان استیفا یافته بودند.

لهذا قید “خدایش بامرزد” را از باب طلب رحمت از مقام احد تلقّی نمایید.

خدای تعالی او را با ولاة امرش محشور فرماید و پیر روشن دل ما را مستدام به حق پیرو نماید.

متحرّکات الحالیّه …

مستند سازی واقعه ای اشتهاری …

خاطره ای از ادیب مسعودی

زمانی که امام خمینی (رض) آمدند و در پشت مدرسه ی علوی حضور داشتند؛ او می خواست که خدمت ایشان برسد، امّا راهش نمی دادند.عدّه ای از نیروهای هوایی او را بر دوش خود گرفتند و صلوات گویان خدمت امام خمینی (رض) بردند.

امام خمینی (رض) پرسیدند که کی است؟ گفتند: ادیب مسعودی. امام خمینی (رض) فرمودند: بله، آوازه اش را شنیده ام؛ حتّی در روزنامه های بغداد.

امام خمینی (رض) از جایشان حرکت کردند و دست در گردن او انداختند و او را خیلی احترام کردند. ایشان دستور دادند که برای او صندلی بگذارند و او هم نشست؛ با وجود اینکه به کسی آنروز اجازه ی ورود نمی دادند.

امام خمینی (رض) به او فرمودند: امری داری؟ گفت: سخن من این است که یک نفر بهائی در ایران نباشد … امام خمینی (رض) خندیدند و فرمودند: “الامور مرهونٌ باوقاتها”.

حتّی {سه تن از فرزندان وی (دو پسر و یک دختر) در سال های پنجاه و دو و پنجاه و سه به جرم مخالفت با سلطنت پهلوی؛ به دستور ساواک به شهادت رسیده اند. (ماهنامه ی زمانه)}

جمله به روشنگری؛ کار به سامان کنیم …

در سفری که به شیراز داشتم؛ مطّلع شدم ایشان حدود سال پنجاه و پنج در خیابان زند، جنب سینما آریانا، گاردِن پارتی سابق، یک سخنرانی در روشنگری مردم از حقیقت بهائیّت ایراد کرده بودند. (چرا که پس از مراجعه به علمای عصر و پیرو سخن آنها، تصمیم بر روشنگری مردم و تبرّی خود گرفت. پس در شهر ها شروع به تبیین کرد و پنجاه سخنرانی در بطلان بهائیّت در سراسر ایران ایراد کرد.)

این صوت حاوی بخش هایی از سخنرانی وی در مرودشت استان فارس را دریافت کنید و با دقّت و بصیرت و به انگیزه ی تحرّی حقیقت گوش کنید.